نمایش تبلیغ
 
ایجاد وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگی دیگر
 
شب عاشقان بی دل

 

 

شب عاشقان بی دل   

  عشق زينب بيماري نيست جز فوق جنون.........هركه گويد يا حسين بر او سرايت ميكند..........اي كه بيماري چرا نزد طبيبان ميروي.......خرده نان سفره زينب كفايت ميكند.........كربلا باشد سفارت خانه حق بر زمين......اين سفارتخانه را زينب صدارت ميكند.........بيرق خون خواه شاه كربلا اين مطلب است......اهل عالم گوش باشيد اين سپاه زينب است

  تماس با من

  آرشيو

  ابزار و امکانات

 

">


:حضور و غياب

  بچه باحالها

...غصه ميخوردم كفش ندارم ■

لينك دوم

لينك سوم

  صاحبخونه

 

 

  عشق افراطي و اعتياد به عشق

 

عشق افراطي و اعتياد به عشق

هنگامي كه عشق از يك عامل رشد دهنده و سازنده خود خارج شـده و جنبه اعتياد به خود ميگيرد بسيار آزار دهنده و مخرب مي گـردد. اعتياد به عشق يك دلبستگي ناسالم(خودآگاه و يا ناخوداگاه) به شخص،رابـطـه و يا خود عشق اطلاق ميگردد. اعتياد به عشــق انواع گوناگوني داشته كه يكايك به آنها ميپردازيم:

1- اعتياد به عشق هم وابسته
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ايـن نـوع اعـتـيـاد متداولترين نوع اعتياد به عشق ميباشد.خـصـوصيـات افـراد مـعـتـاد هــم وابسته به شرح زير است:

فرد معتاد به عشق، زمان، تـوجه و ارزش مفـرطـي بـراي فردي كـه به وي اعتياد دارد اختصاص ميدهد.
به خود بي توجه بوده و براي خودش ارزشي قائل نميباشد.
قادر به تحمل همه چيز ميباشد غير از ترك شدگي و تنهايي.
داراي اعتماد به نفس پـايـيـن اسـت. در تـعيين هويت خـويـش، دفـاع از خـويش و مراقبت از خويش دچار مشكل ميباشد.
با آنكه محتـاج يـك رابـطـه صمـيـمانـه اسـت امـا به طـور نـاخودآگاه قادر به تحمل صميميت و نزديكي نميباشد.
با كنترل منفي قصد كنترل رابطه را دارد: به شريك خود ميگـويـد چگونه بايد رفتار كند تا رضايت وي را تامين كند و يا بالعكس.
رابطه يك جانبه ميباشد. تمايل دارد عشق را با ترحم اشتباه بگيرد.
مسئـوليـت اعــمال ديگران را به طرز اغراق آميزي به عهده مي گـيـرد و بـيـش از وظايف قانونيش كار انجام ميدهد.
نياز شديدي به پذيرش و تصديق ديگران دارد. نيازمند به كنترل ديگران است.
هنگامي كه ميخواهد حق خود را مطالبه كند احساس گناه ميكند.
از تـنـهايي هـراسـان اسـت. بـه خـود و ديـگران اعتماد ندارد. دروغ گـو و هـمـواره خشمگين بوده و در تصميم گيري داراي مشكل ميباشد.
معمولا به سيگار، كار زياد،الکل و داروهاي مسکن اعـتـيـاد داشـتـه و يـا قمـارباز ميباشد.
تمام توجـه و دغـدغـه هاي زنـدگيش را به حل مشكلات شريك زندگيش معطوف مي كند و از علايق و منافع خودش صرفنظر مي نمايد.
براي تقويت اعتماد بنفس اندك خود به عوامل خارجي پناه ميبرد.
اعتماد بنـفـس وي با حـل مشكـلات و تسـكيـن درد و رنج هـاي شـريك زندگيش تقويت ميگردد.
هنگامي كه شريك زندگيش وي را دوست مي دارد احسـاس خـوشـايـنـدي پيدا ميكند و بالعكس.
ترس از خشم شريك زندگي و طرد شدن مبنا و تعيين كننده اعمال و رفتار معتاد ميباشد.
تمام آمال و آرزوهاي آينده معتاد به شريك زندگيش وابسته و عجين شده است.
براي جلب رضايت و مـراقـبـت از شـريـك زنـدگـي خـود دسـت بـه هـر گـونـه عمل فداكارانه اي مي زننـد. زيـرا از آن وحشت دارد كه نـكنـد شـريـك زنـدگيــش از وي ناخوشنود گردد چون فكر ميكند شريك ناراضي وي را ترك خواهد كرد.
نـاتـوانـي در تـعـيين حد و مرزهاي معقول: خـود را بـا شـريـك زنـدگـيـش يـك فـرد ميپندارد.
هنگامي كه شريك زندگيش خواهان رشد فردي ميباشد هراسان ميـگـردد چـون اين عمل را تهديد تلقي ميكند.
راه حلهاي مشكلاتش را در خودش جستجو نميكند بـلـكه در شـريكش ميجويد.
براي حس كامل بودن به شريك خود محتاج است.
در واقع اين اعتياد ريشه در كودكي فرد معتاد دارد زماني كـه مـورد بـي مهري و طرد شدگي والدينش قرار مي گرفته است. بنابراين دنيا را مكاني نا امن يافته و ميپندارد نميتواند فردي دوست داشتني باشد. وي دست بـه هر عملي ميزند تا شريك زندگيش را كـنـار خـود حـفـظ كـنـد حـتـي اگـر شريـك زنـدگيـش مـعـتاد به مواد مخدرباشد. بنابراين ممكن است در برابر اعتياد وي سـكوت كـنـد تـا شريك زندگيش وي را ترك نكند بنابراين يك نوع معامله با يكديگر مي كنند. بـه عبـارتي ديگر به يكديگر "هم وابسته" ميگردند


چهار نوع ديگر اعتياد به عشق...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
2- اعتياد به رابطه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پـيـوستن و ارتـبـاط بـا يـك فـرد بـراي پرهيز از تنهايي و احساس دوست داشتني نبودن. معتاد به رابطه حتي ممكن است با شخصي رابـطه بـرقـرار كـنـد كـه دوسـتـش نـداشته و كمترين عشقي نسبت به وي نداشته باشد و حـاضر اسـت هـرگـونه رنـج و عــذابي را تحمل كند اما تنها نماند. حتي اگر شريكش يك فرد سوء استفاده كننده و بد رفتار باشد نه تنها وي را ترك نميكند، بلكه مورد پذيرش نيز قرار ميدهد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
3- اعتياد به عشق رمانتيك
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عشـق فـرد مـعـتاد رومـانـتـيك، سـر خـوش كننــده، پــر از روابــط جنـــسـي پــرحــرارت و خيالپردازيهاي شهواني مي باشد. فـرد مـعـتاد تـنها براي مدت كوتاهي شيفته فرد ديگر ميگردد و از نظر او هدف مورد علاقه آنها قابل تعويض ميباشد. هرچه تعداد شريك زندگي بيشتر بهتر. ايـن گونه افراد از فعل و انـفـعالاتي كـه در پـي احسـاس عـاشـقـي بـه آنــها دست مي دهد سرمست شده و پس مدتي كه اين احساسات و هيجانات فروكش كرد فرد معتاد نيز سرد شده و معشوقش را ترك ميكند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
4- اعتياد به عشق خودشيفته
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اينگونه افراد خودمحور، كنترل كننده، تملك جو، داراي تـوهم خود بزرگ بيني و احساس كامل بودن دارند، مصون از خطاي انساني. ايـن عاشقـها بـنـظر غـير صـميـمـي و از هـم گسيخته مي آيند. ممـكن است با افراد ديـگري بـه غـيـر از شـريـك زنـدگـي خـود رابـطـه جنسي برقرار كند. داراي اعتماد بنفس پاييني ميباشند. از اغوا، سـلطه گري و مضايقه كردن براي كنترل شريك خود استفاده مي كنند.ايـنگونه افراد عقيده دارند فرد مقابلشان از حق انتخاب و يا تغيير در رابطه برخوردار نميباشد. امـا اشتباه نكنيد آنان نيز به شريك خود اعتياد داشته و وابسته هستند. آنـان نيز از تنهايي و جدايي وحشت دارند. اين امر هنگامي نمود پيدا ميكند كه شريك زندگي ايـن افراد تصميم به جـدايي ميـگيرد آن زمان است كه معتاد خود شيفته دست به عملي ميزند تا رابطه را حفظ كند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
5- اعتياد به عشق وسواس گونه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تجربه دلبستگي و خيالپردازيهاي محرمانه نسبت به يك فرد ميباشد. در واقـع يك عشق يك جانبه. فرد معتاد با قرار ملاقاتها و مناسبات مفرط (تماسهاي تلفني و درخـواستهاي ازدواج در همان ابتداي آشنايي) با فرد مـورد نـظرش قـصـد دارد وي را از آن خـود كند. يك شيدايي و عشق مسموم كه از اعتماد بنفس پايين و احتياج معتاد نشات ميـگيرد. بايد توجه داشت كه ريشه اعتياد بـه عشـق در اعـتـماد بـــنفس پايين ميباشد كه فرد معتاد بايد براي تقويت آن تلاش كند.

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  دختر وپسر ندارد، مهم اين است كه بچّه آدم باشد!»

 

...همه‌ي ما مي‌دانيم و بر اين موضوع واقفيم كه «دختر وپسر ندارد، مهم اين است كه بچّه آدم باشد!» پس ما هم با بي طرفي كامل به مقايسه‌ي انواع و اقسام اين موجود مهم مي‌پردازيم:

1. پيش از دبستان:
دختر و پسر: در اين مقطع دختر و پسر فرقي ندارند و بچّه بايد سالم باشد. درچنين مقطعي، نوزاد و پس از آن كودك، با اساسي‌ترين و حياتي‌ترين پرسش‌هاي زندگي‌اش آشنا مي‌شود؛ پرسش‌هايي مانند «بگو مامان» ، «آهان! گفتي بابا درسته عزيزم؟!»،‌ «تو واسه چي اوّل گفتي بابا گل من؟!!‌“ و كم كم پرسش‌هايي مثل «بگو ببينم، مامانو چند تا دوست داري؟»، «بابا رو چي؟ عمّه رو؟! خاله، عمو... دايي... و... ؟!»، «بزرگ شدي مي‌خواي چي كاره بشي؟» (حالا بگذريم كه اين بچّه تمام سعي‌اش را بكار بگيرد، حداكثر شش سال و نيم تمام دارد‌‌‌‌‌ و چه مي‌داند اصلا ً بزرگ شدي يعني تقريبا چقدر شدي؟!)
علايق: ... (عذر مي‌خواهم مزاحم مي‌شوم ولي اگر شما يادتان هست در شش‌ماهگي به چه چيزي علاقه داشتيد ما را هم خبر كنيد!)
مشاغل مورد علاقه: ؟!



2.‌ دبستان:
دختر و پسر: در اين حالت هم دختر و پسر فرقي ندارد و مهم اين است كه بچّه... ببخشيد كودك با مدرسه ارتباط برقرار كند. در اين مقطع كودك با پرسش‌هايي نظير «مدرسه رو دوست داري؟ چند تا؟»، «خانم معلّم رو چي؟» ، «چند تا بيست گرفتي؟»، «چرا بيست گرفتي؟»‏‏، «چرا چند تا بيست گرفتي؟!!» و... مواجه است.
علايق: مامان و بابا، خانم معلّم، مدرسه، درس، رياضي( ؟! ).
مشاغل مورد علاقه: خلباني، پزشكي (يك همچين چيزهايي).

3. دبيرستان:
دختر: در چنين مقطعي، دخترها تبديل مي‌شوند به يك جور «من ديگه بزرگ شده‌ام مكرّر. تركيبي از عكس، پوستر، كامپيوتر، دكّه‌ي روزنامه‌فروشي، و «يه كمي هم درس بخون». پرسش‌هاي مهمي كه با آن مواجه مي‌شوند عبارتست از: «تو چرا اُفت تحصيلي پيدا كردي؟!»، «تو چرا تازگي‌ها اين قدر جلوي آيينه‌اي؟!»، «گوشي تلفن كو؟!!»
علايق: آشنايي با انواع و اقسام دوستان، دلتنگي براي انواع و اقسام دوستان(!)، انواع چت روم، CD، گوشي تلفن، موسيقي و...
مشاغل مورد علاقه: بازيگري، نوازندگي و حالا شايد پزشكي!

پسر: تركيبي از «تو ديگه مرد شدي»، «پسرم بزرگ شده»، «آخه پسر تو كي مي‌خواي بزرگ بشي؟»، «پسرم، مي‌خواي در آينده‌ي نزديك بزرگ بشي يا آينده‌ي دور؟!» افه، رو كم كني، فوتبال، فوتبال، فوتبال، تريپ رفيق‌بازي و معرفت و اينا.
علايق: رفيق، فوتبال، منچستر، يوونتوس، بايرن (البته از ساير تيم‌هاي از قلم افتاده معذرت!)، ايضا ً موارد بالا.
مشاغل مورد علاقه: بازيگري، خوانندگي، شغل نان و آبدار... همان شغل نان و آبدار.

4. پيش‌دانشگاهي:
دختر و پسر فرقي ندارند، اغلب در اين مقطع هر دو گروه شكل اضطراب مي‌شوند. يك چيزي در مايه‌هاي «گنجشكِ نگران ِ آينده و در عين حال عصبي!» همچنين در دو حالت عزيزان حال خود را درك نمي‌كنند: يكي زماني كه درس‌ها زياد است، وقت هم كه كم است، پس دوستان حال عصب دارند؛ ديگر زماني كه درگيرند، چون درس‌ها را مطالعه نموده‌اند ولي مي‌ترسند فراموششان شود! تركيبي از كتاب، جزوه، تست، كنكور، زندگي، درس، درس = همه‌ي بقيه‌ي زندگي و مانند اينها.
علايق: يادگيري روش‌هاي تست زدن در سه سوت دو سوت و نيم و كمتر، دانشگاه و اينا...
مشاغل مورد علاقه:
دختر: پزشكي، مهندسي، «هر چي قبول بشم»، «واي خدا نكنه قبول نشم!»
پسر: مبارزه با سربازي!، مهندسي، پزشكي و...



5. دانشگاه:
دختر و پسر: تركيبي از جزوه، «عطر گل‌هاي بهاري»، «عشقمون كاشكي همين جوري بمونه!» و... پرسش‌هاي متداول: «عشق يعني چه؟!!»، «كلاس تشكيل نمي‌شه؟»، «عشق يا ثروت، مسئله كدام است؟»، « ‌(با نازخوانده شود لطفا) فعلا مي‌خوام درسمو ادامه بدم (آره ديگه؟!)»
علايق:
دختر: بوفه‌ي دانشكده، رديف جلوي كلاس، دو در نمودن كلاس و...
پسر: علايق : ايضا ً بوفه ، رديف آخر كلاس ، ايضا ً دو دَر نمودن كلاس...

مشاغل مورد علاقه:
دختر: شغل پر درآمد، شغل HIGH CLASS و...
پسر: شغل مناسب و پر درآمد... شغل مناسب... شغل.

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  پسرا و دخترا چه جوري نيمرو درست ميكنن؟

 

پسرا و دخترا چه جوري نيمرو درست ميكنن؟


دخترها:

۱- توي ماهيتابه روغن ميريزن
۲- اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
۳- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توي ماهيتابه ميريزن
۴- چند دقيقه بعد نيمروي آماده رو نوش جان ميكنن



پسرها:

۱- توي كابينتهاي بالايي آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
۲- توي كابينتهاي پاييني دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
۳- ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن
۴- توي ماهيتابه روغن ميريزن
۵- توي يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
۶- يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
۷- چند تا فحش ميدن
۸- دنبال كبريت ميگردن
۹- با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوي سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
۱۰- ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوي ترشي ميداد!)
۱۱- ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعي ميريزن
۱۲- تخم مرغي كه از روي كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
۱۳- چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
۱۴- ميرن سراغ بقالي سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
۱۵- تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
۱۶- روغن سوخته رو ميريزن توي سطل و دوباره روغن توي ماهيتابه ميريزن
۱۷- تخم مرغها رو ميشكنن و توي ماهيتابه ميريزن
۱۸- دنبال نمكدون ميگردن
۱۹- نمكدون خالي رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
۲0- دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
۲1- نمكدون رو پر از نمك ميكنن
۲2- صداي گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
۲3- نمكدون رو روي ميز ميذارن و محو تماشاي فوتبال ميشن
۲4- بوي سوختگي رو استشمام ميكنن و ميدون توي آشپزخونه
۲5- چند تا فحش ميدن و تخم مرغهاي سوخته رو توي سطل ميريزن
۲6- توي ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
۲7- با چنگال فلزي تخم مرغها رو هم ميزنن
28- صداي گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
29- سريع برميگردن توي آشپزخونه
30- تخم مرغهايي كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توي سطل ميريزن
31- ماهيتابه رو ميندازن توي سينك
32- دنبال ظرفهاي مسي ميگردن
33- قابلمهء مسي رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
34- چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
35- ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
36- چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
37- ياد غذا ميفتن و ميدون توي آشپزخونه
38- روي باقيماندهء تخم مرغي كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
39- چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
40- نمكدون شكسته رو توي سطل ميندازن
41- قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
42- چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
43- با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
44- پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
45- نيمروي آماده رو جلوي تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  زن در ضرب‌المثل‌هاي ملل

 

زن در ضرب‌المثل‌هاي ملل

زنان سوژه ضرب‌المثل‌هاي متعددي هستند و اين مطلب تنها مربوط به ايران نيست. نگاهي داريم به چند ضرب المثل درباره زنان از کشور‌هاي مختلف جهان:



انگليسي:

زن شري است مورد نياز.

زن فقط يک چيز را پنهان نگاه مي‌دارد آنهم چيزي است که نمي‌داند.



هلندي:

وقتي زن خوب در خانه باشد، خوشي از در و ديوار مي ريزد.



استوني:

از خاندان ثروتمند اسب بخر و از خانواده فقير زن بگير.


فرانسوي:

آنچه را زن بخواهد، خدا خواسته است.

انتخاب زن و هندوانه مشکل است.

بدون زن، مرد موجودي خشن و نخراشيده بود.



آلماني:

کاري را که شيطان از عهده بر نيايد زن انجام مي‌دهد.

وقتي زني مي‌ميرد يک فقته از دنيا کم مي‌شود.

کسي که زن ثروتمند بگيرد آزادي خود را فروخته است.

آنکه را خدا زن داد، صبر همه داده.

گريه زن، دزدانه خنديدن است.



يوناني:

شرهاي سه‌گانه عبارتند از: آتش، طوفان، زن.

براي مردم مهم نيست که زن بگيرد يا نگيرد، زيرا در هر دو صورت پشيمان خواهد شد.

( آقا اين يوناني ها چه روشن فکرن ... خوشم اومد ! )

گرجي‌ها:

اسلحه زن اشک اوست.



ايتاليايي:

اگر زن گناه کرد، شوهرش معصوم نيست.

زناشويي را ستايش کن اما زن نگير.

زن و گاو را از شهر خودت انتخاب کن.

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  دخترا و پسر ها چجوري از عابر بانک پول بر مي دارن؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

دخترا و پسر ها چجوري از عابر بانک پول بر مي دارن؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!

پسرها:

۱- با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک.
۲- کارت رو داخل دستگاه ميذارن.
۳- کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستي رو وارد ميکنن.
۴- پول و کارت رو ميگيرن و ميرن.

دخترها:

۱- با ماشين ميرن دم بانک.
۲- در آينه آرايششون رو چک ميکنن.
۳- به خودشون عطر ميزنن.
۴- احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن.
۵- در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن.
۶- در پارک کردن ماشين خيلي مشکل پيدا ميکنن.
۷- بلاخره ماشين رو پارک ميکنن.
۸- توي کيفشون دنبال کارتشون ميگردن.
۹- کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه.
۱۰- کارت تلفن رو ميندازن توي کيفشون.
۱۱- دنبال کارت عابربانکشون ميگردن.
۱۲- کارت رو وارد دستگاه ميکنن.
۱۳- توي کيفشون دنبال تيکه کاغذي که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن.
۱۴- کد رمز رو وارد ميکنن.
۱۵- ۲دقيقه قسمت راهنماي دستگاه رو ميخونن
۱۶- کنسل ميکنن.
۱۷- دوباره کد رمز رو ميزنن.
۱۸- کنسل ميکنن.
۱۹- دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه.
۲۰- مبلغ درخواستي رو ميزنن.
۲۱- دستگاه ارور (خطا) ميده.
۲۲- مبلغ بيشتري رو درخواست ميکنن.
۲۳- دستگاه ارور (خطا) ميده.
۲۴- بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن.
۲۵- انگشتاشون رو براي شانس رو هم ميذارن.
۲۶- پول رو ميگيرن.
۲۷- برميگردن به ماشين.
۲۸- آرايششون رو توي آينه عقب چک ميکنن.
۲۹- توي کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن.
۳۰- استارت ميزنن.
۳۱- پنجاه متر ميرن جلو.
۳۲- ماشين رو نگه ميدارن.
۳۳- دوباره برميگردن جلوي بانک.
۳۴- از ماشين پياده ميشن.
۳۵- کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمي‌ذار براي آدم)
۳۶- سوار ماشين ميشن.
۳۷- کارت رو پرت ميکنن روي صندلي کنار راننده.
۳۸- آرايششون رو توي آينه چک ميکنن.
۳۹- احتمالاً يه نگاهي هم به موهاشون ميندازن.
۴۰- مندازن توي خيابون اشتباه.
۴۱- برميگردن.
۴۲- ميندازن توي خيابون درست.
۴۳- پنج کيلومتر ميرن جلو.
۴۴- ترمز دستي رو آزاد ميکنن. (ميگم چرا انقدر يواش ميره)
۴۵-......

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  تحليلي بر رابطه زن و مرد و طرز تفکر زنان

 

زنان مخلوقات پيچيده‌اي هستند:

تحليلي بر رابطه زن و مرد و طرز تفکر زنان

اگر او را ببوسيد، شما يک آقا نيستيد.

اگر او را نبوسيد، اصلا مرد نيستيد!

اگر از او تعريف کنيد، او فکر مي‌کند داريد دروغ مي‌گوئيد.

اگر او را ستايش نکنيد، شما براي چه خوبيد؟

اگر شما هميشه با او موافق باشيد، شما يک زن ذليل هستيد.

اگر موافق نباشيد، شما او را درک نمي‌کنيد!

اگر زياد او را ملاقات کنيد، شما خيلي عجول هستيد.

اگر زياد او را ملاقات نکنيد، او شما را به خيانت متهم مي‌کند!

اگر خوب لباس بپوشيد، شما يک بچه سوسول هستيد.

اگر نپوشيد، شما يک پسر کودن هستيد!

اگر شما حسود باشيد، او مي‌گويد که اين خيلي بد است!

اگر حسود نباشيد، او فکر مي‌کند که شما دوستش نداريد.

اگر کوشش کنيد تا رابطه‌اي دراماتيک بسازيد، او مي‌گويد شما قدر او را نمي‌دانيد.

اگر کوشش نکنيد، او فکر مي‌کند شما دوستش نداريد!

اگر شما يک دقيقه تاخير کنيد، او غر خواهد زد که منتظر بودن سخت است.

اگر او تاخير کند، خوب اين يک روش زنانه است!

اگر شما مرد ديگري را ملاقات کنيد، شما از وقت خود خوب استفاده نکرده‌ايد.

اگر او با خانم ديگري ملاقات کند، خوب اين کاملا طبيعي است. آنها زن هستند!

اگر شما فقط گاهي او را ببوسيد، او ادعا مي کند شما سرد هستيد.

اگر شما زياد او را ببوسيد، او فرياد خواهد زد که داريد از او سو استفاده مي‌کنيد!

اگر شما به زن ديگري خيره شويد، او به شما مي‌گويد که سبک هستيد.

اگر او به مرد ديگري خيره شود، او خواهد گفت که او فقط خوش تيپ است!

اگر شما صحبت کنيد، آنها مي‌خواهند که شما شنونده باشيد.

اگر شما شنونده باشيد، آنها مي خواهند که شما صحبت کنيد!


خلاصه آنکه:

چيزهاي ساده مي‌توانند در عين حال پيچيده نيز باشند.

چيزهاي ضعيف مي‌توانند در عين حال قدرتمند نيز باشند.

چيزهاي مغشوش نيز مي‌توانند در عين حال مطلوب باشند

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

 

 

dorogh nago ( hata agar majbor bodi ) gheybat nakon ( hata agar be to
bad karde bod ) tohmat nazan ( hata agar doshmane to bod ) ziad harf
nazan ( hata agar kheyli harf dashti ) gerye nakon ( hata agar delat
kheyli por bod ) faryad nakesh ( magar dakhele yek balesh ) ba kasi samimi
nabash ( hata agar kheyli dosesh dashte bashi)(

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

 

 

شما همان چيزي هستيد که فکر ميکنيد

ديگران را ببخشيم ، زيرا دلخور بودن از ديگران بيشتر خود ما را مي آزارد.

هيچ صيادي نمي تواند در جوي حقيري که به گودالي مي ريزد مرواريدي صيد کند

دود اگر بالا نشيند کسر شان شعله نيست
جاي چشم ابرو نگرد گر چه او بالاتر است

جواني مانند برده ها کار ميکنيم تا در پيري آسوده زندگي کنيم.اما وقتي پير شديم در ميابيم که ديگر براي زندگي کردن خيلي دير شده است.
ولتر

زندگي مانند بوم سفيد نقاشي است هر چه روي آن بکشي همان مي شود . مي تواني رنج و محنت روي آن نقاشي کني و از طرف ديگر مي تواني نقش شادي و خوشبختي در آن بيفکني .
انتخاب به عهده توست .
به خاطر داشته باش خودت مسئول انتخاب هايي که ميکني هستي.

موفقيت مجموعه ايست از تلاشهاي كوچك روزانه شما

زندگي را با نگاه كردن به گذشته فقط مي توان درك كرد اما زندگي را بايد با نگاه كردن به آينده زندگي كرد.

تجربه بيرحمترين معلمه چون اول امتحان ميگيره بعد درس ميده

مهم بودن خوب است اما خوب بودن مهمتر است.

***************

هميشه حرفي رو بزن که بتوني بنويسيش
چيزي رو بنويس که بتوني پاش امضا کني
چيزي رو امضا کن که بتوني پاش بايستي
********************(
ناپلئون)********************

كسي كوه را از ميان برمي دارد كه شروع به جمع آوري سنگريزه ها نمايد

خوشبختي مثل يك توپ است وقتي در حركت است به دنبالش مي دويم و وقتي ايستاده است به آن لگد مي‌ زنيم.

 

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

 

 

bad mivazad va man tanha dar zire shakhsare derakhtan khire be an doordastha minegaram
va khorshide taban tanha yare manast va mehrabanane mara nezare mikonad
ey khorshid aya roozi khaham tavanest tora dar aghoosh kesham
hargez zira pish az an khaham sookht
ama khakestaram ra be yadgar dashte bash ey khorshid

سيد هادی

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

 

 

جهان ، بزرگ است و آدميزاد کوچک. اما انسان مي تواند چنان بزرگ گردد که جهان در برابرش کوچک شود.
محبت از درخت آموز كه سايه از سر هيزم شكن هم بر نمي دارد

 کسي ثروتمند است که نيازه کمتري داشته باشد٬نه داراي بيشتر

در شرايط دشوار زندگي مرد بزرگ به خود سخت ميگيرد و مرد کوچک به ديگران

اهميتي ندارد که از کدامين نقطه آغاز ميکني مهم آنست که آنرا کجا به پايان ميبري

عادت کنيد که به هيچ چيز عادت نکنيد

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  ميخ

 

پسر بچه اي بود كه اخلاق خوبي نداشت. پدرش جعبه اي ميخ به او داد و گفت هر بار كه عصباني مي شوي بايد يك ميخ به ديوار بكوبي.
روز اول پسر بچه 37 ميخ به ديوار كوبيد. طي چند هفته، همانطور كه ياد مي گرفت چگونه عصبانيتش را كنترل كند، تعداد ميخهاي كوبيده شده به ديوار كمتر مي شد. او فهميد كه كنترل عصبانيتش آسان تر از كوبيدن ميخها بر ديوار است...
بالاخره روزي رسيد كه پسر بچه ديگر عصباني نمي شد. او اين مسئله را به پدرش گفت و پدر نيز پيشنهاد داد هر بار كه مي تواند عصبانيتش را كنترل كند، يكي از ميخها را از ديوار درآورد.
روزها گذشت و پسر بچه بالاخره توانست به پدرش بگويد كه تمام ميخها را از ديوار بيرون آورده است. پدر دست پسر بچه را گرفت و به كنار ديوار برد و گفت: «پسرم! تو كار خوبي انجام دادي و توانستي بر خشم پيروز شوي. اما به سوراخهاي ديوار نگاه كن. ديوار ديگر مثل گذشته اش نمي شود. وقتي تو در هنگام عصبانيت حرفهايي مي زني، آن حرفها هم چنين آثاري به جاي مي گذارد. تو مي تواني چاقويي در دل انساني فرو كني و آن را بيرون آوري. اما هزاران بار عذرخواهي هم فايده ندارد؛ آ‬ن زخم سر جايش است. زخم زبان هم به اندازه زخم چاقو دردناك است.»

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

 

 

انگونه رفتار کن که بتواني به ديگران بگويي مانند من رفتارکنيد

كسي كه خوابه،ميشه بيدارش كرد،اما كسي كه خودشو زده به خواب،ٍديگه بيدار بشو نيست

لحظه ها را گذرانديم تا به خوشبختي برسيم .. غافل از اينکه .. خوشبختي همان لحظه هايي بود که مي گذرانديم .. !!!

براي رسيدن به جايي که تا بحال نرسيده ايم بايد از راهي برويم که تا بحال نرفته ايم . (( گاندي ))

اگر پنج دقيقه وقت براي نوشتن داريد آن را صرف تراشيدن مداد خود نکنيد.

اگر نمي تواني به قله برسي در دامنه هم نمان.
ديل کارنگی

مرگ از زندگي پرسيد:آن چيست که باعث مي شود تو شيرين و من تلخ جلوه کنم؟ زندگي لبخندي زدو گفت :دروغ هاي که در من نهفته هست و حقيقتي که تو در وجودت داري.

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

 

 

روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود باسرعت فراوان از خيابان كم رفت و آمدي مي گذشت. ناگهان ازبين دو اتومبيل پارك شده در كنار خيابان يك پسر بچه پاره آجري به سمت او پرتاب كرد.پاره آجر به اتومبيل او برخوردكرد . مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديدكه اتومبيلش صدمه زيادي ديده است. به طرف پسرك رفت و اورا سرزنش كرد.پسرك گريان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو، جايي كه برادر فلجش از روي صندلي چرخدار به زمين افتاده بود جلب كند. پسرك گفت:"اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت كسي از آن عبورمي كند. برادر بزرگم از روي صندلي چرخدارش به زمين افتاده و من زور كافي براي بلند كردنش ندارم. براي اينكه شما را متوقف كتم ناچار شدم از اين پاره آجر استفاده كنم". مرد بسيار متاثر شد و از پسر عذر خواهي كرد. برادرپسرك را بلند كرد و روي صندلي نشاند و سوار اتومبيل گرانقيمتش شد و به راهش ادامه داد.
در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيد كه ديگران مجبور شوندبراي جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب كنند !خدا در روح ما زمزمه مي كند و با قلب ما حرف ميزند. اما بعضي اوقات زماني كه ما وقت نداريم گوش كنيم،
او مجبورمي شود پاره آجربه سمت ما پرتاب كند. اين انتخاب خودمان است كه گوش كنيم يا نه !

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

 

 

محبت از درخت آموز كه سايه از سر هيزم شكن هم بر نمي دارد

***************************

کاش در دهکده ي عشق فراواني بود
توي بازار صداقت کمي ارزاني بود
کاش اکر گاه کمي لطف به هم مي کرديم مختصر بود
ولي ساده و پنهاني بود

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

 

 

بس كه بد مي گذرد زندگي خلق جهان

مردم از عمر چو سالي گذرد عيد كنند

قال علي (ع): كل يوم لا نعصي الله فيه فهو عيد.

هر روزي كه در آن خدا را معصيت نكنيم ؛آن روز براي ما عيد است.

مستدرك الوسايل حديث 6679

عيد ما روزي بود كز ظلم آثاري نباشد

در بساط درد و رنج و غم ،گرفتاري نباشد

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

 

 

خدا كند كه بيايي گل هميشه بهار

بيا كه بي تو تمام فصول پاييز است

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

 

 

قال الباقر (ع): إنما شيعتنا من أطاع الله عز وجل

امام باقر مي فرمايد: همانا شيعيان ما كساني هستند كه خداوند جل جلاله را اطاعت مي نمايند.

بحار الأنوار

قال علي (ع): لا تظنَّنَّ بكلمةٍ خرجتْ مِن أحدٍ سوءً وأنتَ تجدُ لها في الخير محتملا.

به كلامي كه از كسي خارج مي شود، تا وقتي كه مي تواني از آن برداشت نيك داشته باشي، گمان بد مبر.

نهج البلاغه حكمت352

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

 

 

مــن کـمولای عـلــــی زاهــــد
طـلــق الـدنيـا ثـلاثا و وفـــــی
من وصی المصطفـی عندکـــــم
و وصی المصطفی من يصطفی

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

 

 

تو بدري و خورشيد ترا، بنده شده ست
تا بنده تو شده ست؛ تابنده شده ست
زان روي که از شعاع نور رخ تو
خورشيد منير و ماه تابنده شده ست


****

تو نيک وبد خودهم از،خود بپرس
چــــرا بايـدت ديگـــــري محتسب
و مـــن يـتــــــــــق الله يجـعـل لـه
و يــرزقـه مـن حـيـث لا يـحـتسب

حافظ

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

 

 

وقتی از زندان کوچک آزاد می شویم باید مراقب باشیم که اسير زندان بزرگتر نشويم

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

Free Web Counter
Free Hit Counter

  RSS 2.0